X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

داستان های ابوهریره - حکایت درباره ابوهریره

داستان ابوهریره مردود شد

داستان های ابوهریره - حکایت درباره ابوهریره


در ادامه مطلب

 ابوهریره مردود شد
(ابوهریره ) سال هشتم هجرى اسلام آورد و دو سال فقط پیامبر صلى الله علیه و آله را درک کرد و 78 سالگى در سال 59 هجرى از دنیا رفت .
او از اینکه پیامبر صلى الله علیه و آله را دید و جزء صحابه بشمار مى رفت از این منزلت براى دنیایش خود را فروخت و نتوانست با استفاده از پیامبر صلى الله علیه و آله خویش را از لغزشها مادى و معنوى حفظ کند.
او براى جلب پول و طماع بودن و شکم پر کردن ، متهم به جعل حدیث شد و همه را نسبت به پیامبر صلى الله علیه و آله مى داد.
(خلیفه دوم ) اولین بار او را از نقل حدیث ممنوع کرد، و در مرتبه دوم او را با تازیانه ادب کرد و بار سوم او را تبعید کرد.
در سال 21 هجرى وقتى علاء استاندار بحرین وفات کرد عمر وى را به حکومت آنجا منصوب کرد ولى پس از مدتى کوتاه پول زیادى (چهارصد هزار دینار) به جیب زد و خلیفه دوم او را عزل کرد.
معاویه عده اى از صحابه و تابعین را وادار کرد تا اخبار زشتى علیه امیرالمؤ منین علیه السلام جعل کنند که یکى از سردمداران این جعل ابوهریره بود.
وقتى (اصبغ بن نباته ) به او گفت : برخلاف گفته پیامبر صلى الله علیه و آله دشمن على علیه السلام را دوست مى دارى و دوستش را دشمن گرفته اى ؟ ابوهریره آه سردى کشید و گفت : انالله و انا الیه راجعون .
و از آخرین مطالب مردودى او این بود که براى گرفتن پول از معاویه ، همراه او به مسجد کوفه آمد در میان جمعیت چند بار به پیشانیش زد و گفت :
مردم عراق ، گمان مى کنید بر پیامبر صلى الله علیه و آله خدا دروغ مى بندم و خود را به آتش جهنم مى سوزانم ؟ به خدا سوگند، از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمود: براى هر پیغمبرى حرمى است و حرم من در مدینه مابین کوه (عیر) تا کوه (ثور) مى باشد، هر که در حرم من امرى احداث کند و بدعتى بگذارد لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد. خدا را گوه مى گیرم که على علیه السلام (نعوذ بالله ) در حرم پیامبر صلى الله علیه و آله بدعت نهاد.
معاویه از این سخن بسیار خوشش آمد و به او جایزه داد و حکومت مدینه را به وى سپارد.(73)