X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

داستان سعد و پیامبر علیه السلام

حکایت سعد و پیامبر علیه السلام  


در ادامه مطلب

سعد و پیامبر علیه السلام 
مردى از پیروان پیامبر علیه السلام به نام (سعد) بسیار مستمند بود و جزء (اصحاب صفه ) (75) محسوب مى شد، و تمام نمازهاى شبانه روزى را پشت سر پیامبر صلى الله علیه و آله مى گذارد.
پیامبر صلى الله علیه و آله از فقر سعد متاءثر بود، روزى به او وعده داد اگر مالى بدستم بیاید ترا بى نیاز مى کنم . مدتى گذشت اتفاقا چیزى به دست نیامد، و افسردگى پیامبر صلى الله علیه و آله بر وضع مادى سعد بیشتر شد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و دو درهم با خود آورد و عرض کرد: خداوند مى فرماید: ما از اندوه تو به واسطه فقر سعد آگاهیم ، اگر مى خواهى از این حال خارج شود دو درهم را به او بده و بگو خرید و فروش ‍ کند.
پیامبر صلى الله علیه و آله دو درهم را گرفت ؛ وقتى براى نماز ظهر از منزل خارج شد، سعد را مشاهده کرد که به انتظار ایشان بر در یکى از حجرات مسجد ایستاده است .
فرمود: مى توانى تجارت کنى ؟ عرض کرد: سوگند به خدا که سرمایه ندارم ؛ پیامبر صلى الله علیه و آله دو درهم را به او داد و فرمود: سرمایه خود کن و به خرید و فروش مشغول شو.
(سعد) پول را گرفت و براى انجام نماز به مسجد رفت و بعد از نماز ظهر و عصر به طلب روزى مشغول شد.
خداوند برکتى به او داد که هر چه را به یک درهم مى خرید دو درهم مى فروخت ؛ کم کم وضع مالى او رو به افزایش گذاشت ، به طورى که بر در مسجد دکانى گرفت و کالاى خود را آنجا مى فروخت .
چون تجارتش بالا گرفت ، کارش از نظر عبادى به جائى رسید که بلال اذان مى گفت : او خود را براى نماز آماده نمى کرد با اینکه قبلا پیش از اذان مهیاى نماز مى شد.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: سعد دنیا ترا مشغول کرده و از نماز باز داشته است ، مى گفت : چه کنم اموال خود را بگذارم ضایع مى شود، مى خواهم پول جنس فروخته را بگیرم و از دیگرى متاعى خریدم جنس را تحویل بگیرم و قیمتش را بدهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله از مشاهده اشتغال سعد به ثروت و بازماندنش از بندگى افسرده گشت ، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند مى فرماید: از افسردگى تو اطلاع یافتیم ، کدام حال را براى سعد مى پسندى ؟
پیامبر صلى الله علیه و آله گفت : حال قبلى برایش بهتر بوده ، جبرئیل هم گفت : آرى علاقه به دنیا انسان را از یاد آخرت غافل مى کند؛ حال دو درهمى که به او دادى از او پس بگیر. پیامبر صلى الله علیه و آله نزد سعد آمده و فرمود: دو درهمى که به تو داده ام بر نمى گردانى ؟
عرض کرد: دویست درهم خواسته باشید مى دهم ، فرمود: نه همان دو درهمى که گرفتى بده سعد پول را تقدیم پیامبر صلى الله علیه و آله کرد. چیزى از زمان نگذشت که وضع مادى او به حال اول برگشت .(76)