X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

داستان متوکل و امام هادى علیه السلام

داستان  متوکل و امام هادى علیه السلام 


در ادامه مطلب

 متوکل و امام هادى علیه السلام 
روزى امام هادى علیه السلام به مجلس (متوکل خلیفه عباسى ) وارد شد و پهلوى او نشست . متوکل در عمامه امام دقت کرد و دید پارچه آن بسیار نفیس است ، از روى اعتراض گفت : این عمامه بر سر شما را چند خریده اى ؟
امام فرمود: کسى که براى من آورده ، پانصد درهم نقره خریده است . متوکل گفت : اسراف کرده اى که پارچه اى به قیمت پانصد درهم نقره بر سر بسته اى .
امام فرمود: شنیده ام در این روزها کنیز زیبائى به هزار دینار زر سرخ خریدارى کرده اى ؟ گفت : صحیح است .
امام فرمود: من عمامه اى به پانصد درهم براى شریف ترین عضو بدنم خریدارى کرده ام و تو هزار زر سرخ براى پست ترین اعضایت خریده اى ، انصاف بده کدام اسراف است ؟
متوکل بسیار شرمنده شد و گفت : انصاف آن است که ما را حق اعتراض ‍ نسبت به بنى هاشم نبود، و صد هزار درهم بابت صله این جواب ، براى حضرت فرستاد.(94)