X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

قرض دادن

حدیث احادیث درمورد داستان حکایت حکایات روایات درباره قرض دادن



در ادامه مطلب

: قرض 
قال الله الحکیم : (من ذا الذى یقرض الله قرضا حسنا) (بقره : آیه 245)
:کیست که خدا را قرض الحسنه و وام نیکو دهد.
امام صادق علیه السلام : مکتوب على باب الجنة الصدقة بعشرة والقرض بثمانیة عشر(604)
:بر در بهشت نوشته است : پاداش صدقه ده برابر و پاداش قرض هجده برابر است .
شرح کوتاه :
وام دادن به افراد محتاج از آثار سخاوت است . از آنجائى که مشکلات مردم محروم متعدد است ، گاهى به اندک چیزى گرفتاریشان آسان مى شود، رعایت و توجه به آنان لازم است .
قرض به برادر دینى از صدقه دادن بالاتر است ، پس اهمیت قرض دادن از این نکته دقیق معلوم مى شود تا جامعه به ربا و سود گرفتن مبتلا نشوند.
خداوند روزى قرض دهنده را زیاد و بر مکارم اخلاق او مى افزاید. اگر کسى کوتاهى و تقصیر در قرض دادن کند با اینکه قدرت آنرا دارد خودش به فقر مبتلا شود.


1 - ابو دحداح 
چون آیه (من ذالذى یقرض الله قرضا فیضاعفه له : کیست که خدا را وام دهد تا خدا بر او اضافه و زیاد کند(605) نازل شد، ابود حداح (606) گفت : یا رسول الله فدایت شوم ، خداوند از ما قرض خواسته است و حال آنکه او غنى است ؟
فرمود: آرى مى خواهد بدان سبب شما را داخل بهشت گرداند. عرض کرد: اگر من به خداى خود قرض دهم تو ضامن بهشت مى شوى ؟ فرمود: آرى ، هر که خدا را قرض دهد، در بهشت خداى او را عوض دهد. گفت ، زن من ام دحداح با من در بهشت باشد؟ فرمود: آرى ، عرض کرد: دخترم هم با من در بهشت باشد؟ فرمود: آرى ، عرض کرد: دست بمن بده به همین فرمایش که فرمودى !
پیامبر صلى الله علیه و آله دست به او دادند. عرض کرد: مرا دو بوستان است هر دو را بخدا قرض دادم ، و مرا جز این دو باغ نیست !
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: یکى را براى خود نگاهدار و یکى را قرض بد. گفت : گواه مى گیرم تو را که رسول خدائى که بهترین این دو بوستان را بخدا قرض دادم ؛ و در آن بوستان شش صد درخت خرما بود.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خدا تو را بر آن ، بهشت عوض داد. بعد از این ماجرا ابو دحداح نزد زوجه اش رفت و واقعه را گفت ، آن زن هم گفت : خدا مبارک کند بر آنچه خریدى (607).


2 - قرض مقروض را پرداخت 
امام زین العابدین علیه السلام روزى به عیادت محمد بن اسامة که مریض ‍ بود، رفتند و محمد را گریان دیدند. به او فرمودند: حالت چطور است ؟ عرض کرد: قرض دارم (و ناراحت بدهى خود هستم )! امام فرمود: چه مقدار مقروض هستى ! گفت : پانزده هزار دینار؛ فرمود: همه آن قرض را مى پردازم (و قرض او را پرداخت )(608).


3 - ثمره مهلت دادن به بدهکار
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر که خواهد که خداوند او را در روزى که هیچ پناهى جز پناه او وجود ندارد پناه دهد، نادارى را مهلت دهد یا از حق خود بگذرد. رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز بسیار گرمى - در حالى که کف دست خود سایبان قرار داده بود فرمود: کیست که خواهد از شدت گرماى جهنم در سایه قرار گیرد؟ و این جمله را سه بار تکرار فرمود.
مردم هر بار گفتند: ما یا رسول الله صلى الله علیه و آله . فرمود: کسى که وامدار خود را مهلت دهد یا از تنگدست بگذرد (از شدت گرماى جهنم در سایه قرار مى گیرد)(609).


4 - بدهکار نادان 
پیامبر صلى الله علیه و آله شب معراج در یکى از مشاهداتش دیدند: مردى بار هیزمى بسته و مى خواهد حمل کند چون نمى تواند از زمین بردارد، مقدار دیگرى هیزم به آن اضافه مى کند!
پیامبر صلى الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: این کیست ؟ عرض کرد: این شخص بدهکار است که اراده دارد قرضش را اداء کند ولى نمى تواند، پس ‍ وام دیگرى مى گیرد و بر مقدار وامهاى خود اضافه مى کند.(610)


5 - بدهکار و نماز میت 
معاویة بن وهب گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : به ما رسیده است که شخصى از انصار مرد و بدهکار بود، پیامبر صلى الله علیه و آله بر او نماز میت نخواند و فرمود: اول بدهکارى و قرضش را بدهید بعد نماز میت بر او بخوانید!!
امام صادق علیه السلام فرمود: این خبر درست و حق است . این کار را پیامبر صلى الله علیه و آله براى این انجام داد تا حق آشکار شود و مردم اداى دین را سبک نشمارند (شاید آن شخص هم بى موالات در دادن قرض بوده است ).
بعد فرمود: پیامبر صلى الله علیه و آله امیرالمؤ منین علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام همگى از دنیا رحلت کردند قرض دار بودند. (و همه را اداء کردند چنانکه امام سجاد باغ امام حسین علیه السلام را به سیصد هزار درهم فروخت و دین او را اداء کرد و امام حسن علیه السلام ملک امیرالمؤ منین علیه السلام را به پانصد هزار درهم فروخت و قرض پدر را اداء کرد و امیرالمؤ منین علیه السلام سه سال در ایام حج نداء مى کرد هر کس از پیامبر صلى الله علیه و آله طلب دارد بیاید تا اداء دین او کنم (611).