X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

احادیث درباره نماز

حدیث احادیث درمورد داستان حکایت حکایات روایات درباره نماز خواندن نمازگذار
 

در ادامه مطلب

: نماز
قال الله الحکیم : ( ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر) (عنکبوت : آیه 45)
:همانا نماز انسان را از فحشاء و کارهاى ناپسند باز مى دارد.
قال رسول الله صلى الله علیه و آله : من صلى رکعتین لم یحدث فیهما نفسه بشى ء من الدنیا غفر له ما تقدم من ذنبه (774)
:هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن از امور دنیا چیزى در فکرش نیاید همه گناهان گذشته اش آمرزیده مى شود.
شرح کوتاه :
بدان که حق تعالى به خدمت تو محتاج نیست ، او مستغنى از عبادت و دعاى توست . همانا ترا بفضل خود خوانده ، تا ترا مورد رحمت خود قرار بده و از عقوبتش در امان بدارد، و باب مغفرت را بر تو بگشاید.
حق تعالى از عبادت بندگان مانند نماز جز اظهار کرم و قدرت نظرى ندارد.
پس هرگاه تکبیر نماز گفتى و وارد نماز شدى هر چه بین آسمانها و زمین هاست را غیر کبریائى او کوچک بشمار و هر چه غیر او را فراموش ‍ کن .(775)


1 - نماز از+ترس 
عرب بیابانى به مسجد پیامبر آمد و حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در مسجد حاضر بودند. عرب نمازى با سرعت و عجله خواند و مراعات هیچگونه آداب از قرائت و ارکان و واجبات را ننمود.
بعد از آنکه خواست از مسجد بیرون رود، حضرت امیر علیه السلام او را صدا زدند که بیا نماز را دوباره از روى تاءنى و با آداب بخوان ، که این نماز را که خواندى درست نبود.
عرب از ترس (نعلین (776)) حضرت ، نمازى با آداب و با تاءنى خواند و مراعات قرائت و ترتیل و خضوع را نمود.
بعد از تمام شدن نماز، امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: اى عرب این نماز که خواندى بهتر از نماز اولى نبود؟
گفت : بخداى قسم یا امیرالمؤ منین ، زیرا که نماز اول از ترس خدا بود و نماز دوم از ترس نعلین شما بود (حضرت خندید).(777)


2 - تیر در پاى 
به پاى حضرت على علیه السلام تیرى اصابت کرده بود و امکان خروج آن بخاطر شدت درد وجود نداشت . فاطمه زهرا علیهاالسلام به اصحاب فرمود: آن تیر را در هنگام نماز از پاى او بیرون آورید، زیرا در نماز متوجه غیر حق نخواهد شد پس چنان کردند و تیر را در حال نماز از پاى او خارج کردند(778).
و در خبر دیگر وارد شده که در جنگ صفین تیرى بر ران مقدسش وارد شد هر چه کردند در موقعیت عادى خارج نمایند نتوانستند.
خدمت امام حسن علیه السلام جریان را عرض کردند، فرمود: صبر کنید تا پدرم به نماز بایستد زیرا در آن حال چنان از خود بیخود مى شود که به چیز دیگر توجه نمى کند.
در حال نماز که امیرالمؤ منین غرق در حق بود تیر را از پاى خارج کردند؛ بعد از نماز متوجه شد خون از پاى مقدسش جارى است ، پرسید: چه شد، عرض کردند تیر را در حال نماز از پاى شما بیرون کشیدیم (779).
خوانندگان استبعاد نکنند(780) که چطور ممکن است !! مگر نشنیده اید، ابودرداء شبى به دنبال حضرت در کنار دیوار بنى نجار، نماز و دعا امیرالمؤ منین را نگاه مى کند متوجه مى شود دیگر صداى امام نمى آید، مى آید کنار بدن حضرت ، مى بیند مانند چوب خشک افتاده و داراى حرکتى نیست .
مى آید به خانه به حضرت زهرا جریان را عرض مى کند، حضرت مى فرماید: این حال غشوه اى است که از خشیت حق به او دست مى دهد! برو کمى آب بصورت او بپاش ، بهوش مى آید. او مى رود و این کار را انجام مى دهد و امام بهوش مى آید (781)
حالاتى که پیامبر و امام نسبت بحق تعالى پیدا مى کنند (فناء فى الله ) تجرد براى آنان ایجاد مى شود، دیگر به جسم در آن مقام هیچ توجهى نباشد بلکه آن روح است که اتصال (بین عبد و معبود) پیدا مى کند؛ که سخن در این باره زیاد است و جاى تفصیلش این جا نیست .


3 - نماز جماعت 
شبى امیرالمؤ منین علیه السلام تا موقع طلوع فجر (اذان صبح ) مشغول عبادت و راز و نیاز بود پس از اذان ؛ نماز صبح را در خانه خواند و از خستگى و بى خوابى شب نتوانست به نماز جماعت حاضر شود.
پیامبر وقت نماز صبح امیرالمؤ منین علیه السلام را مشاهده نکردند، بعد از نماز نزد دخترش فاطمه زهرا علیهاالسلام آمد و فرمود: چرا پسر عمویت نماز جماعت صبح نیامد؟ حضرت زهرا عرض کرد: دیشب مشغول عبادت بوده و بى خوابى کشیده بود!
پیامبر فرمود: آن ثوابى که در نماز صبح به او مى دادند بهتر از قیام تمام نمازهایى بود که شب خواند.
امیرالمؤ منین علیه السلام صداى پیامبر صلى الله علیه و آله را شنید و نزدیک آمد. پیامبر فرمود: اى على هرکس نماز صبح را با جماعت بخواند مثل آنست که تمام شب در رکوع و سجود بوده است ، مگر نمى دانى که زمین به خدا از خواب عالم (نائم ) قبل طلوع خورشید بر او، ناله و فریاد مى زند؟!(782)


4 - گول خوردن نمازگذار
یک مرد چادرنشین عرب آمد داخل مسجد شد و پیرمردى را دید که با خشوع و خضوع نماز مى گذارد، از او خوشش آمد و گفت : چقدر نماز خوبى مى خوانى !
نمازگذار گفت : من روزه دار هم هستم ، چون ثواب نمازگذار با روزه دو برابر نماز گذار بدون روزه است .
چادرنشین به او گفت : بیا لطف کن و این شترم را کمى نگه دار، چون کارى دارم مى روم انجام مى دهم و زود مى آیم .
شتر را به او سپرد و به دنبالش کارش رفت . نمازگذار شتر چادرنشین را به سرقت برد.
وقتى چادرنشین آمد نه نمازگذار و نه شترش را دید و هر چه جستجو کرد فایده اى نداشت و این شعر را خواند: نماز او مرا به شگفت آورد و روزه اش ‍ مرا به خودش جذب کرد، اما چه فایده که با نماز و روزه ، شترم را به سرقت برد.(783)


5 - نماز جمعه 
قحطى و کمبود غذا مدینه را فراگرفته بود، گرسنگى و تهى دستى فشار سختى بر مردم مدینه وارد ساخته بود، در این صورت اگر کاروانى آذوقه و غذا به مدینه مى آورد روشن بود که مردم از هر سو هجوم مى آوردند تا براى خود غذا تهیه کنند؛ و معمول بود وقتى کاروان تجارتى مى آمد مردم مشتاق و طبل کوبان به استقبال آن مى رفتند؛ حتى دختران از خانه ها بیرون مى آمدند.
روز جمعه اى بود که مسلمانان براى نماز جمعه به امامت پیامبر صلى الله علیه و آله حاضر بودند و پیامبر صلى الله علیه و آله مشغول ایراد خطبه هاى نماز جمعه بود.
خبر آوردند که یک قافله تجارتى به مدینه آمده است (دحیه کلبى که تاجرى بود، از شام گندم و آرد و جو و امثال اینها به مدینه آورد، طبل مى کوبیدند تا مردم از آمدن کاروان مطلع گردند)
مسلمانان براى تهیه طعام از مسجد بیرون آمدند و تنها هشت الى چهل نفر با پیامبر صلى الله علیه و آله ماندند.
مردم فکر مى کردند که اگر در نماز جمعه بمانند دیگر طعام و آذوقه اى نصیب آنان نمى شود. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: سوگند به خدائى که جانم در اختیار اوست اگر شما چند نفر هم از مسجد مى رفتید، و کسى در مسجد نمى ماند آتش (و قهر الهى ) سراسر بیابان را فرا مى گرفت و شما را به کام خود فرو مى کشید. و به نقل دیگر فرمود: اگر اینها نمى ماندند از آسمان سنگ بر سر آنها مى بارید.
در این وقت آیه (784) یازدهم سوره جمعه نازل شد (چون تجارتى ببینند یا آهنگ (طبلى بشنوند) به سوى آن بشتابند و تو را (اى پیامبر) تنها ایستاده بگذارند، بگو آنچه نزد خداست از آن آهنگ و تجارت بهتر است و خداوند بهترین روزى دهندگان مى باشد.(785)