X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

داستان درباره حضرت نوح علیه السلام - حکایت

داستان درباره حضرت نوح علیه السلام  - حکایت کوتاه


در ادامه مطلب



حضرت نوح علیه السلام  

با توجه به عمر طولانى (حضرت نوح ) علیه السلام و بودن در میان مردم ، و علاقه زیادى که قوم او به بت پرستى داشتند مى توان گفت ، که او چه اندازه اذیت و آزار دید و در مقابل آنها استقامت ورزید.
گاهى مردم آن قدر او را کتک مى زدند که سه روز تمام به حال بیهوشى و اغماء مى افتاد و از گوش وى خون مى آمد.او را برمى داشتند و در خانه اى مى انداختند وقتى به هوش مى آمد، مى گفت : خدایا قوم مرا هدایت کن که نمى دانند.
قریب نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد ولى آن مردم جز بر طغیان و سرکشى خود نیفزودند تا جائى که مردم دست کودکان خود را مى گرفتند و آنها را بالاى سر نوح مى آوردند و مى گفتند: فرزندان اگر پس از ما زنده ماندید مبادا از این دیوانه پیروى کنید!!
و مى گفتند: اى نوح علیه السلام اگر دست از گفتارت برندارى سنگسار خواهى شد... و اینان که از تو پیروى مى کنند جز فرومایگانى نیستند که بدون تاءمل سخنانت را گوش داده و دعوتت را پذیرفته اند؛ و وقتى نوح سخن مى گفت : انگشتها در گوش مى گذاشتند و لباس بر سر مى کشیدند تا صداى او را نشنوند و صورت او را نبینند. کار نوح علیه السلام را به جائى رساندند که به خدا استغاثه کرد و گفت : خدایا من مغلوبم یاریم ده میان من و ایشان گشایشى فرما.(43)